خدایا !
کافر کیست ؟ مسلمان کیست ؟ شیعه کیست ؟ سنی کیست ؟ مرزهای درست هرکدام ، کدام است ؟
خدایا !
اینان که علی را ـ مظهر شرف انسانی و رب النوع شهامت و حریت را ـ که زبانش در گفتن حق ، همچون شمشیرش در کوبیدن ناحق ، شهرهء تاریخ است ، عنصر سست و جان ترس و شخصیت لرزانی معرفی می کنند ، که از ترس جان با رژیم ظلم بیعت میکند ، از ترس جان غاصب را خلیفهء رسمی پیغمبر میخواند ، از ترس جان به "امام کذاب" اقتدا می کند ، از ترس جان عضو شورای نامشروع می شود ، از ترس جان مقام امامت خویش را ـ که همچون مقام نبوت پیغمبر ، به نصب الهی است ـ به رأی و شور میگذارد ، از ترس جان
دیگری را در مقامی که خدا باید معین کند به رسمیت میشناسد و حتی مظهر جوانمردی و سرخیل آزادگی و عظمت انسانی ، از ترس جان به حرام زادهء کافر غاصب و فاسدی دخترش را به همسری می دهد که انحراف جنسی هم دارد ، که غصب را او بنیاد کرده است ، که غلامش همسر عزیز او را کتک زده است ، که خودش خانهء او را
به آتش کشیده است ، که در خانه اش را او به پهلوی فاطمه زده است ، که او پهلوی فاطمه را شکسته است ، که محسن شش ماهه را ضربهء وحشی او موجب سقط شده است ... ؟ !
اینان شیعه اند ؟ شیعهء علی ؟ تنها پیروان اهل بیت تنها ملتی که حق را تشخیص داده اند ، و چهرهء پرشکوه علی را ـ که همسایهء سنت است و سرچشمهء راستین و نخستین حقیقت ـ یافته اند ؟ !
اینان علی را تا خدا بالا می برند و آنگاه ، او را تا سطح کسی که از ترس به "خلاف شرع" رأی می دهد ، و به زور با خائن بیعت می کند ، پایین می آورند !
تسبیح گوی ولایت جورند و رجز خوان که : " ولایت علی داریم " !
خدایا !
به من بگو تو خود چگونه می بینی ؟ چگونه قضاوت می کنی ؟ آیا عشق ورزیدن به "اسم" ها تشیع است ؟ یا شناختن "مسمی" ها ؟ ویا بالاتر از این هردو ، پیروی از "رسم" ها ؟
خدایا !
میدانم که اسلام فرستادهء تو با "نه" آغاز شد ، و تشیع دوست تو نیز با "نه" آغاز شد ؛
مرا ، ای فرستندهء محمد و ای دوستدار علی ! به اسلام آری و به تشیع آری کافر گردان !
خدایا !
مسئولیت های شیعه بودن را ـ که علی وار بودن است ، و علی وار زیستن ، و علی وار مردن ، و علی وار پرستیدن ، و علی وار اندیشیدن ، و علی وار جهاد کردن ، و علی وار کار کردن ، و علی وار سخن گفتن ، و علی وار سکوت کردن ! ـ تا آنجا که در توان این بندهء ناتوان توست ، همواره فرایادم آر!
به عنوان یک "من علی وار " : یک روح در چند بعد :
خداوند سخن بر منبر ، خداوند پرستش در محراب ، خداوند کار در زمین ، خداوند پیکار در صحنه ، خداوند وفا در کنار محمد ، خداوند مسئولیت در جامعه ، خداوند قلم در نهج البلاغه ، خداوند پارسایی در زندگی ، خداوند دانش در اسلام ، خداوند انقلاب در زمان ، خداوند عدل در حکومت ، خداوند پدری و انسان پروری در خانه و ... و بندهء خدا در همه جا ، همه وقت !
و به عنوان یک شیعهء مسئول، وفادار به " مکتب ، وحدت و عدالت " ، که سه فصل زندگی اوست ، و رهبری و برابری ، که مذهب اوست ، و فدا کردن همهء مصلحت ها در پای حقیقت ، که رفتار اوست ...!

ای علی !
ای شیر !
مرد خدا و مردم !
رب النوع عشق و شمشیر!
ما شایستگی شناخت تو را از دست داده ایم ، شناخت تو را از مغزهای ما ربوده اند ، اما عشق تو را ، علی رغم روزگار ، در عمق وجدان خویش ، در پس پرده های دل خویش ، همچنان مشتعل نگاه داشته ایم !
چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می کنی ؟ !
تو ستمی را بر یک زن یهودی ـ که در ذمهء حکومت تو می زیست ـ تاب نیاوردی ؛ اکنون مسلمانان را در ذمهء یهود ببین ! و ببین که بر آنان چه می گذرد !
ای صاحب آن بازو
ـ که " یک ضربتش از عبادت هر دو جهان برتر است " ـ
اینک ضربتی دیگر !